هنرمندان فارس: گوهر خیراندیش(بازیگر)

گوهر خیراندیش (به انگلیسی: Gohar Kheirandish) (زاده ۱۳۳۳ ) بازیگر معروف سینمای ایران است.


وی دارای لیسانس بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا است.

همسرش جمشید اسماعیل‌خانی بود.

زندگی

در ۱۳۳۳ در شیراز متولد شد. از سال ۱۳۴۹ فعالیت ایشان با گروه تئاتر در استان فارس آغاز شد. از ابتدا که وارد عرصه سینما و تلویزیون شد بازی‌اش را همگان پسندیدند. او با فیلم روزهای انتظار آغاز کرد و با فیلم بانو خوش درخشید.


 

جوایز

دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل زن:

تندیس بهترین بازیگر نقش دوم زن:

  • دنیا و واکنش پنجم / هفتمین جشن خانه سینما شهریور ۱۳۸۲

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن:

  • رسم عاشق کشی / بیست و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر بهمن ۱۳۸۲


 

فیلم‌شناسی

سینما

تلویزیون

بزرگان فارس: شوریده شیرازی

شوریده شیرازی، حاج محمد تقی، ملقب به فصیح‌الملک، متخلص به شوریده، پدرش عباس پیشه‌ور از اعقاب اهلی شیرازی، شاعر معروف عهد صفویه و صاحب مثنوی سحر حلال، است. زادروز او به تاریخ (۱۲۷۶ هجری قمری) در شیراز بود. او در روز پنچ‌شنبه (۲۱ مهر ۱۳۰۵ خورشیدی) برابر با ششم ربیع‌الثانی (۱۳۴۵ هجری قمری) در زادگاه خود درگذشت و در جوار آرامگاه سعدی به خاک سپرده شد.

زندگی

شوریده در هفت‌سالگی به علت ابتلای به بیماری آبله از هردو چشم نابینا و چهره‌اش آبله‌گون شد. او از نابینا بودن و آبله‌رویی خود به حسرت یاد می‌کرد:

با علت بی‌دیدگی از عیش مزن لاف

این حسرت دیدار که داری تو، که دارد

و در توصیف چهره خود چنین سروده است:

وه از این گونه‌ام، ماشاالله

دیده‌ام نیست که در آینه خود را نگرم

خلق خندند چو من وصف رخ خویش کنم

خود بگوشم شنوم، آخر کورم، نه کرم

گو بخندید که گر زشتم در چشم شما

در بر مادر خود، خوب چو قرص قمرم

گاه سوزد همی اسپند و دعایم گوید

که هماره به عزیزی زی، زیبا پسرم

وی در نه‌سالگی پدر ش را از دست داد و در تحت سرپرستی دایی‌اش قرار گرفت. شوریده به زودی در کسب فضایل پیشرفت شایان نمود و به سبب مکاتبه و مشاعره با شاعران نامدار معاصر مانند: صبوری خراسانی، ملک‌الشعرای بهار، ایرج میرزا، و وحید دستگردی، مشهور شد.

سفرهای شوریده

در سال (۱۲۸۸ هجری قمری) به زیارت مکه مشرف شد و در سال (۱۳۰۹ هجری قمری) به بوشهر و بندر عباس سفر نمود. شوریده در سال (۱۳۱۱ هجری قمری) به اتفاق حسین‌قلی‌خان نظام‌السلطنه مافی به تهران رفت و به همراهی میرزاعلی‌اصغر صدراعظم به دربار ناصرالدین‌شاه راه یافت و از جانب او به فصیح‌الملک ملقب شد. ناصرالدین‌شاه به خاطر سرودن قصیده مدحیه، قریه بورنجان واقع در بلوک کوهمره فارس را به او بخشید.

اشعار شوریده

شوریده یکی از شاعران نامی قرن معاصر است. در سرودن انواع شعر بویژه قصیده و قطعه، استاد است.اشعارش سرشار از مضامین بکر و معانی نو و ترکیبات تازه است. شوریده در بکار بردن اصطلاحات عامیانه مهارت داشته و می‌توان وی را با رودکی و ابوالعلا معری مقایسه نمود، چنان‌که خود نیز به آن اشاره دارد:

من نه شوریده شیدام، که اندر این عصر

بوالعلای دگر و ابن عباد دگرم

زندگی زناشویی

شوریده به سال (۱۳۲۳ هجری قمری) ازدواج کرد. نخستین فرزندش را که پسر بود حسین نام نهاد. شوریده از این‌که صاحب فرزندی شده، از فرط خوشحالی غزلی سرود که چند بیت از آن را می بینید:

هم‌خوابه من دوش برایم پسری زاد

نور بصری بهر من ِ بی‌بصری زاد

این کلبهٔ ویرانهٔ من باغ‌چه‌ای گشت

زآن باغ‌چه سروی شد و زان سروبری زاد

از گریه او شب همه شب، دوش نخفتم

پیداست زشوریده که شوریده‌تری زاد

شوریده قبل از مرگ اشعاری برای سنگ مقبره خود سروده که با این بیت شروع می‌شود:

چون برین در، سر و کار است به رحمان ِ رحیم

نه امیدم به بهشت است و نه بیمم زجحیم

 

عید سعید قربان مبارک باد!

شعری از حمیدی شیرازی

در امواج سند
به مغرب سينه مالان قرص خورشيد
نهان می گشت پشت کوهساران
فرو می ريخت گرد زعفران رنگ
به روی نيزه ها و نيزه داران

زهر سو بر سواری غلت می خورد
تن سنگين اسبی تيره خورده
به زير باره می ناليد از درد
سوار زخمدار نیم مرده

زسم اسب می چرخید برخاک
بسان گوی خون آلود، سرها
زبرق تیغ می افتاد در دشت
پیاپی دستها دور از سپرها

میان گردهای تیره چون میخ
زبانها سنانها برق می زد
لب شمشیرهای زندگی سوز
سران را بوسه بر فرق می زد.

نهان می گشت روی روشن روز
به زیر دامن شب در سیاهی
در آن تاریک شب می گشت پنهان
فروغ خرگه خوارزمشاهی

 

مهدی حمیدی شیرازی، شاعر ، مترجم و ادیب شیرازی

مهدی حمیدی شیرازی (زاده ۱۲۹۳، شیراز، ایران - درگذشته ۲۳ تیر ۱۳۶۵، شیراز، ایران) ادیب، شاعر، مترجم و منتقدایرانی است.

زندگی

مهدی حمیدی شیرازی در سال ۱۲۹۳ در شیراز به دنیا آمد. پدرش سید محمدحسن ثقة‌الاعلام از بازرگانان معروف شیراز بود که در دوره‌های اول مجلس شورای ملی، از آن شهر به نمایندگی مجلس انتخاب گردید. مادرش بانو سکینه آغازی ارسنجانی از زنان دانشمند و تربیت‌شده و اصیل بود که خود شاعری سخن‌سنج به شمار می‌رفت.

بیش از دو سال و نیم نداشت که پدرش درگذشت و تربیت او به مادرش محول شد. تحصیلات ابتدایی رادر مدرسه شعاعیه و دوره متوسطه در دبیرستان سلطانی شیراز به پایان رسید و در سال ۱۳۱۳ برای ادامه تحصیلات به تهران آمد و به دانشسرای عالی داخل شد. در سال ۱۳۱۶ در رشته ادبیات فارسی با رتبه اول به اخذ لیسانس نائل گردید. شعرسرایی را از حدود سال ۱۳۱۳ شروع کرد.

حمیدی پس از اخذ لیسانس به کارمندی اداره فرهنگ در آمد و برای انجام خدمت سربازی به تهران مراجعت کرد و به دانشکده افسری وارد شد و یک سال بعد بادرجه ستوان دومی برای خدمت افسری به شیراز برگشت.او در سال ۱۳۲۵ از دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبیات فارسی موفق به اخذ دکترا شد سپس و در دانشکده الهیات به تدریس مشغول شد.[۳] حمیدی سالها در دانشگاه تهران به تدریس زبان و ادبیات فارسی مشغول بود.

او در سال ۱۳۶۵ در تهران وفات کرد و در حافظیه شیراز به خاک سپرده شد.

آثار

در دهه اول حیات شاعرانه حمیدی در عوالم عاطفی و رویاهای ایام جوانی گذشت بنابراین موضوع شعرش عموماْ عشق و غزل بود. در سه مجموعه پرشور و عاطفی وی یعنی شکوفه ها، پس از یک سال و اشک معشوق تمایل روشنی به سبک خراسانی نشان داده است. اولین مجموعه شعرش را در سال ۱۳۲۱ با عنوان «از یاد رفته» منتشر کرد که تماماً در قالب غزل بود. حمیدی شاعری بود که در جبهه مخالف نیما یوشیج و نوگرایان ایستاد و در پایان سال ۱۳۲۱ دومین دفتر شعرش را به نام «عصیان» به دست چاپ سپرد. حمیدی در سال ۱۳۲۴ قصیده «مصاحبه با نیما پیشوای نوپردازان» را منتشر کرده بود که در جبهه شعرای کلاسیک و مخالفان نیما یوشیج او را در صف اول قرار داد. او بعد از شهریور ۱۳۲۰ با قصاید حماسی‏وار پیرامون شرایط نابسامان سیاسی و اجتماعی ایران و در حمله به اشغالگران بیگانه و جدایی‌خواهان آذربایجان، مورد توجه خاص و عام واقع شد و به او لقب «شاعر ملی» داده بودند.

پس از سال ۱۳۲۴ تدریجاْ گرایشی به مضامین اجتماعی و وطنی و تاریخی پیدا کرد. از دفترهای شعر این دوره از کار و شاعری حمیدی، مجموعه سالهای سیاه بیشتر حاوی اشعار وطنی، سیاسی و انتقادی و طلسم شکسته شامل اشعار وی است که در شیوه‌های نو و سرانجام زمزمه بهشت مراحل برتری از پختگی شعر وی را نشان می‌دهد و او را از استادان شعر در روزگار خود معرفی می‌کند.

وی یکی از مخالفین شعر نیمایی بود و در این راه سرزنش‌های بسیاری را از طرفداران آن شعر شنید.

 پرونده:Mehdi Hamidi Shirazi.JPG

حمیدی علاوه بر مجموعه‌های شعرش در زمینه‌های دیگر ادبی نیز صاحب تالیفاتی بود. مهمترین کتاب او مجموعه سه جلدی دریای گوهر است که حاوی منتخبی از آثار نویسندگان، مترجمان و شاعران معاصر است. دو کتاب دیگر او، عروض حمیدی و فنون شعر و کالبدهای پولادین آن گویای آشنایی وی به مباحث فنی ادبی است. از نوشته‌های منثور حمیدی مجموعه‌های سبکسریهای قلم، عشق در بدر (در سه جلد)، شاعر در آسمان و فرشتگان در زمین به چاپ رسیده است.

باغ نارنجستان قوام

نارنجستان قَوام که به باغ قوام مشهور است، بین سالهای ۱۲۵۷ تا ۱۲۶۷ هجری شمسی، مقارن با حکومت ناصرالدین شاه قاجار و بدستور علی محمد خان(قوام الملک دوم) و پسرش محمد رضا خان(قوام الملک سوم) در شیراز ساخته و تکمیل شده‌است. ساختمان نارنجستان در زمینی بمساحت ۳۵۰۰ متر مربع و با زیربنای ۹۴۰ متر مربع در دو جبهه جنوبی و شمالی توسط هنرمندان شیرازی ساخته شده‌است. سردر ورودی در ضلع جنوبی قرار داشته و به یک هشتی باز می‌گردد و از طریق دو راهرو قرینه به حیاط راه میابد. بنای ضلع جنوبی شامل دو ایوان ستوندار و اتاقهایی است که محل استقرار خدمه بوده‌است. ساختمان ضلع شمال دارای یک طبقه زیرزمین و دو طبقه روی آن بوده که شامل تالار آیینه با ستونهای یکپارچه مرمری، تالار شاه نشین و اتاقهایی است که محل تشریفات اداری و پذیرش مهمانان بوده‌است. این عمارت از نظر هنرهایی از قبیل آیینه کاری، شیشه کاری، نقش پردازی، منبت کاری، سنگ تراشی، گچ کاری و مقرنس کاری بکار رفته در آن از زیباترین بناهای این دوره در شیراز می‌باشد.

بنای نارنجستان در سال ۱۳۴۵ هجری شمسی به دانشگاه شیراز اهدا گردید و بین سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۸ هجری شمسی مورد استفاده موسسه آسیایی، تحت سرپرستی پروفسور آرتور اپهام پوپ، ایران شناس معروف بوده‌است.

در سالهای اخیر زیرزمین ضلع شمالی تعمیرات اساسی گردیده و به عنوان موزه مورد استفاده قرار گرفته که در آن اشیای فرهنگی اهدایی پروفسور پوپ نگهداری می‌شود.

نوای ساز عاشقی در پیری

باورهای مردم شیراز در باب مسجد عتیق

باورهای مردم

1.مردم شیراز بر این باور هستند که در زیر خدایخانه اژدهای خفته ( عصای موسی ) .(عام)

2.بر این باور هستند که قبله قبل از تغییر به این سمت بوده . و به این مسجد مسجدالاقصی نیز می گویند .(خاص)

3.این مسجد تغیر کاربری داده شده آتشخانه است .(خاص)

باورهای مردم پرونده:KhodayKhaneh.jpg

1.مردم شیراز بر این باور هستند که در زیر خدایخانه اژدهای خفته ( عصای موسی ) .(عام)

2.بر این باور هستند که قبله قبل از تغییر به این سمت بوده . و به این مسجد مسجدالاقصی نیز می گویند .(خاص)

3.این مسجد تغیر کاربری داده شده آتشخانه است .(خاص)

4.عیسی در این مسجد به همراه میکائیل و اسرافیل نزول کرده.(خاص)

5.معبد سلیمان (شیراز را از آن جهت ملک سلیمان می خوانند)

دیوار ندبه

در سمت جنوب این مسجد دیواری قرار گرفته که به دیوار ندبه مشهور است . برای تمایز این دیوار با سایر دیوارها علامت تک پیک یا سرو بصورت کاشی کاری آبی رنگی مشخص شده . گفته می‌شود این دیوار محلی بوده که براق در هنگام عروج پیغمبر از این محل حرکت کرده است !

خدایخانه (دارالمصحف)

در میان صحن مسجد، اتاق مکعب گونه­ای است که دور تا دور آن را ایوانی به پهنای دو متر فرا گرفته است. این اتاق به نام خدایخانه یا بیت المقدس یا بیت المصحف و دروازه زمان نامیده می­شود.در چهار گوشه بیرونی آن چهار ستون گرد و مناره مانند قرار گرفته است. سقف ایوان­های شرقی و غربی آن هر یک به وسیله چهار ستون و سقف ایوان­های شمالی و جنوبی آن به وسیله دو ستون سنگی پابرجا شده­اند. ابعاد این ساختمان همراه با ایوان­هایش از بیرون ۱۰×۱۲ متر و ابعاد اتاق میانی ۶×۸ متراست.

ما قبل اسلام

کاوش‌های باستان‌شناسی نشان می دهد که بنای این مسجد بر روی عبادتگاه قدیمی قرار گرفته است . اما به علت محدودیت در کاوش‌ها، مشخص نیست که این عبادتگاه دقیقا متعلق به کدام دوره است . اما این واضح است که طرح مسجد جامع عتیق از الگویی ماقبل خود بهره برده است .


ضلع شمالی (رو به قبله)

در میانه این ضلع تاقنمای بلندی قرار دارد که آن را تاق مروارید گویند. این تاق دارای دو گلدسته بلند و زیباست و سقف آن به وسیله آجر، مقرنس کاری شده است. طرف مغرب این تاقنما دالان در شمالی (در دوازده امام) و پنج تاقنمای دیگر است. پشت آنها شبستانی با پهنای کم ساخته شده که هم اکنون دفتر مسجد در آن قرار دارد.در شرق تاق مروارید شبستانی بزرگ قرار دارد که دارای پنج در آهنی شبکه­ای است و محراب آن از سنگ می­باشد و بخش شمالی آن دو طبقه است.

ضلع غربی (رو به آفتاب)

ده تاقنما در درازای این ضلع ساخته شده که یکی از آنها دالان در ورودی قدیمی است. در وروردی این ضلع به بازار جدید شاهچراغ ختم می­شود که پشت آنها شبستانی باریک است.

ضلع جنوبی (پشت به قبله)

در میان این ضلع، تاقنمای پهن و بلندی است که چون در قرن گذشته خراب شده بود در سال ۱۳۴۸ خورشیدی آن را دوباره ساخته­اند. پشت آن نیز شبستانی باریک و قدیمی است که هر دو سوی آن دو طبقه است و سقف آن آجری می­باشد و در آخر آن محرابی قرار دارد که منبر چوبی ۱۳ پله­ای نیز در کنار آن قرار دارد. در دو سوی محراب دو ستون سنگی مارپیچ وجود دارد و سقف محراب با کاشی آبی مقرنس کاری شدهاست.

شبستان اصلی و نوساز مسجد

در مغرب سردر جنوبی، شبستان بزرگ و جدیدی ساخته شده است. این شبستان دارای یک منبر دوازده پله­ای از جنس آهن و سنگ مرمر است. محراب زیبای آن نیز در سمت راست منبر قرار دارد. روی دیوارها و محراب آن ۱۳ آیه و احادیث نبوی بر روی کاشی با خط ثلث و نسخ نوشته شده است.

ضلع شرقی (پشت به آفتاب)

در میان این ضلع تاقنمای پهن و بلندی است که در پیشانی آن کاشی کاری­های زیبایی انجام گرفته است. در درون آن هفت تاقنمای کوچک و یک راه پله است و در سمت چپ آن چهار تاقنمای کوچک و ایوانی در پشت آنها قرار دارد. در سمت راست آن نیز چهار تاقنمای کوچک است که یکی از آنها در خروجی مسجد است.

منابع

کورش کمالی سروستانی، دانشنامه آثار تاریخی فارس، 1384،

مسجد جامع عتیق قدیمی‌ترین مسجد شیراز

مسجد جامع عتیق کهن­ترین و نخستین مسجد شیراز است که به آن مسجد جمعه، مسجد الاقصی، مسجد آدینه و مسجد جامع هم می­گویند.این مسجد یکی از عجیب‌ترین مساجد است . که بنای زیرین آنرا متعلق به قبل از اسلام می دانند. این مسجد در شرق حرم شاهچراغ قرار گرفته و از داخل حیاط شاهچراغ و از طریق بازار نوساز، راهی به آن وجود دارد. گفته می‌شود این مسجد در دوره بیست ساله سلطنت عمر و لیث صفاری در سال ۲۸۱هـ .ق ساخته شده است. در طی هزار سال اخیر این مسجد چندین بار، از جمله در زمان اتابکان، در زمان سلطان ابراهیم میرزا پسر شاهرخ گورکانی، در دوره صفویه و در سال ۱۳۱۵ توسط عده‌­ای از مردم و با همکاری اداره باستان‌شناسی تعمیر و بازسازی شده است. مسجد جامع عتیق هم اکنون به عنوان مسجدی تاریخی و آباد مطرح است.

مسجد وکیل نمادی معماری زندیه

مسجد وکیل شیراز در مجموعه بناهای زندیه، در کنار بازار وکیل و حمام وکیل در مرکز این شهر قرار دارد.

این بنا یکی از بناهای زیبا و بسیار مستحکم دوره زندیه می‌باشد که از لحاظ هنری و معماری دارای اهمیت زیادی است، این مسجد بدستور کریم خان زند ساخته شده‌است. طرح این مسجد دو ایوانی بوده و دارای دو شبستان جنوبی و شرقی است.
شبستان جنوبی با ستون‌های سنگی یکپارچه و مارپیچ از شاخصه‌های معماری ایرانی واز مناطق دیدنی این مسجداست که دارای ۴۸ ستون سنگی یکپارچه می‌باشد.

مساحت این شبستان در حدود ۵ هزار متر مربع است و منبر چهارده پله‌ای یکپارچه از سنگ مرمر از زیبائیهای قسمت شبستان می‌باشد. گویند به فرمان کریم خان این سنگ از مراغه به شیراز آورده شد.
در سمت شمال مسجد طاق بلند و مهمی ساخته شده که به طاق مروارید معروف است و در دور این طاق با قلم درشت و خط ثلث عالی یکی از سوره‌های قرآن به صورت هلالی نوشته شده‌است.

این مسجد بر طبق بافت معماری سنتی این مرز و بوم در یک مجموعه اجتماعی قرار گرفته و هماهنگی زیبایی را در پیوند دین و دنیا، بوجود آورده‌است.کاشی کاری صحن و ایوان‌های شمالی و جنوبی نیز بسیار زیبا و از انواع هفت رنگ و معرق می‌باشد.

مسجد وکیل در سفرنامه به سوی اصفهان پیرلوتی این گونه معرفی شده‌است: "امروز خوشبختانه موفق شدم وارد مسجد کریم خان شوم بی شبهه اگر مدتی در این جا بمانم به همه محل‌هایی که دخول به آنها اکنون به طور کامل برایم ممنوع است، وارد می‌شوم. مردم این شهر نسبت به من بسیار ملایم و مهربانند. خطوط و نقوش معماری مسجد، ساده و بی آلایش است، ولی در همه جا، میناکاری و رنگ‌های سبز و قرمز دیده می‌شود و این تجمل به حد افراط رسیده‌است هیچ قسمتی از دیوار را نمی‌توان یافت که به دقت میناکاری نشده باشد. اکنون در کاخی لاجوردین و فیروزه فام هستیم."

بازار وکیل شیراز یادگار عهد کریمخان زند

مجموعه بازار وکیل مربوط به دوره زند است و در شیراز، بعدازمیدان شهرداری، نزدیک ارگ کریمخان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۵۱ با شمارهٔ ثبت ۹۲۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۱]

بازار وکیل شهر شیراز یکی از مشهورترین بازارهای سنتی و تاریخی ایران است. این بازار که به فرمان کریم خان زند (۱۱۷۲ - ۱۱۹۳ ه.ق) ساخته شده، اکنون در مرکز شهر شیراز (شرق میدان شهدا) قرار گرفته‌است. (مسجد و حمام تاریخی وکیل نیز در کنار این بازار قرار دارند)

بازار طویل خوش طرحی که از بهترین آثار کریم خان زند است و هنوز تقریباً سالم و پابرجای در شیراز باقیمانده، بنام «بازار وکیل» مشهور است و تصور می‌رود شهریار زند پس از ملاحظه بازار قدیمی لار (از آثار زمان شاه عباس کبیر) طرح آنرا در شیراز ریخته‌است. تمام کارهای بازرگانی، خرید و فروش کالاهای داخلی و خارجی و مبادلات پایاپای، صدور یا دریافت حوالجات و صرافیها همگی در حجره‌های این بازار انجام می‌گرفته و در واقع بازار وکیل مانند قلب واقعی شیراز بوده و تمام امور بازرگانی در آنجا به جریان می‌افتاده‌است.

Khan bazaar vakil shiraz.jpg

بازار وکیل تشکیلاتی داشته که بازرگانان می‌توانستند با اطمینان کامل کالاهای خود را در آن به امانت بسپارند و در موقع لازم از آن استفاده نمایند.

این بازار از نزدیکی دروازه اصفهان تا مدخل بازارهای قدیم امتداد دارد و مشتمل بر حجره‌هائی با سکوی پهن در طرفین و ۷۴ دهانه طاقهای بلند و خوش تناسب بوده‌است و چهار سوق بلندی در میان آن قرار داشته که بازارهای فرعی و غربی و شرقی آنرا قطع می‌نموده‌است.

مصالح ساختمانی این بازارها گچ و آجر وآهک بوده که روی پایه‌هائی از تخته سنگ‌های تراشیده قرار گرفته‌است. سقف چهار سوق که از چهار طرف آن چهار بازار منشعب می‌شود بسیار بلند و با سبک ساختمانی دلپسندی بنا شده‌است.

قسمتهای مختلف این بازارها، بنا بر اساس کارهای صنعتی که در آن انجام می‌گرفته بنامهای مخصوص خوانده می‌شود مانند: بازار بزرگ که انواع کالاها در آن یافت می‌شد. بازار بزازان، بازار بلور فروشان، بازار خیاطها، بازار کلاهدوزها، بازار سراج‌ها و بازار شمشیرگرها.

بازار وکیل در ردیف آثار تاریخی کشور به شماره ۹۲۴ به ثبت رسیده و اداره کل حفاظت آثار باستانی ایران در حفاظت آن کوشا می‌باشد.

فرصت‌الدوله شیرازی در آثار عجم درباره این بازار چنین می‌نویسد: این بازار از نزدیکی دروازه اصفهان تا مدخل بازارهای قدیم امتداد دارد و مشتمل بر حجره‌هائی با سکوی پهن در طرفین و ۷۴ دهانه طاقهای بلند و خوش تناسب بوده‌است و چهار سوق بلندی در میان آن قرار داشته که بازارهای فرعی و غربی و شرقی آنرا قطع مینموده‌است.

مصالح ساختمانی این بازارها گچ و آجر وآهک بوده که روی پایه‌هائی از تخته سنگ‌های تراشیده قرار گرفته‌است. سقف چهار سوق که از چهار طرف آن چهار بازار منشعب می‌شود بسیار بلند و با سبک ساختمانی دلپسندی بنا شده‌است.

قسمتهای مختلف این بازارها، بنا بر اساس کارهای صنعتی که در آن انجام می‌گرفته بنامهای مخصوص خوانده می‌شود مانند: بازار بزرگ که انواع کالاها در آن یافت می‌شد. بازار بزازان، بازار بلور فروشان، بازار خیاطها، بازار کلاهدوزها، بازار سراج‌ها و بازار شمشیرگرها.

بازار وکیل در ردیف آثار تاریخی کشور به شماره ۹۲۴ به ثبت رسیده و اداره کل حفاظت آثار باستانی ایران در حفاظت آن کوشا می‌باشد.

فرصت‌الدوله شیرازی در آثار عجم درباره این بازار چنین می‌نویسد:

بازار وکیل یکی از بازارهای مرحوم کریم خان وکیل است قریب به مسجد وکیل چهار بازار از آجر و گچ ساخته شالوده‌های آن از سنگ‌های کلان قرار داده و در وسط چهار بازار چهارسوئی است که سقفش بسیار بلند و طرازش دلپسند است. کمتر بازاری در ایران بدین اسلوب و بنیان دیده می‌شود. یک بازار بزرگ تا برسد به چهارسوی مذکور چهل و یک طاق است، آنرا بازار بزازان گویند از هر گونه اقشمه و امتعه دارد. سمار و بلورفروش و خیاط و غغیره نیز در آن هست. بازار دیگر چهل و شش طاق است آنرا بازار کلاهدوزان نامند از کلاهدروز و اصناف دیگر دارد مع بسیاری از صرافان.

بازار دیگر ده طاق است در آن تمام سراج و ترکش‌دوزاند در وسط بازار اول که بازار بزازان باشد نیز بازاری است یازده طاق در آن جماعت شمشیرگرانند. درب این بازار منتهی می‌شود بدرب مسجد وکیل . . . .

بازار وکیل در هنگام امتداد خیابان زند از طرف شهرداری شکافته شده بطوریکه امروز خیابان زند عمود بر آن و از نزدیک چهار سوق بازار می‌گذرد.

معماری

Shiraz - Bazaar-e Vakil.jpg

معماری این بنا بر گرفته از بازار قیصریه لار و همچون بازارچه بلند اصفهان ساخته شاه عباس کبیر است اما عرض بازار وکیل بیش از سایر بازارهاست. همچنین ۷۴ دهانه طاق ضربی بازار با ارتفاع بیش از ۱۱ متر مرتفع تر از طاق سایر بازارهاست که البته هم اینک به علت خاکریزی کف بازار، ارتفاع طاق‌ها به ده متر تقلیل یافته‌است.
این بازار که از نظرمعماری دارای سه فضای عبور و مرور (فضایی برای گذر مشتریان)، حریم مغازه (به ارتفاع تقریبی ۲ پله بالاتر از سطح زمین)، فضای مغازه (محل فروش) است. دارای پنج در بزرگ است که در چهار سوی آن قرار گرفته‌است. هم چنین شامل دو رشته شمالی - جنوبی و شرقی - غربی است که چون صلیبی یکدیگر را قطع کرده‌اند. در تقاطع این دو رشته چهار سوق قرار گرفته‌است که بر روی یک هشتی قرار دارد. این چهار سوق دارای طاق بزرگ ضربی محکمی است و در پای طاق نیز چند ترنج آجرکاری شده‌است.
در هشتی نیز مغازه‌هایی چهارگوش در دو طبقه وجود دارد.
ضلع شمالی - جنوبی بازار از دروازه اصفهان شروع می‌شود و تا کوچه جنوبی سرای مشیر ادامه می‌یابد. در دو طرف این راسته هر قسمت ۴۱ جفت (۸۲ باب) مغازه وجود دارد که در جلو هر یک سکویی از قطعات سنگی بزرگ که بر روی آن، ترنج‌هایی برجسته حجاری شده‌است. در این بازار برای مصونیت از رطوبت، مغازه‌ها را در حدود یک متر فراتر از سطح زمین ساخته‌اند. مغازه‌ها اغلب دارای پستو بوده و در دو طبقه طراحی شده‌اند.

در شمال شرقی این راسته، چند کاروانسرای قدیمی به نام‌های روغنی، گمرک و احمدی ساخته شده‌است که در ورودی آنها در درون بازار است. هر یک از این کاروانسراها دارای چندین حجره می‌باشند. راسته شمالی - جنوبی را بازار بزازان نیز نامیده‌اند. در سال ۱۳۱۵ به علت گسترش خیابان زند ۱۱ حجره از حجره‌های این ضلع از بین رفته‌است. ضلع شرقی - غربی نیز دارای دو بخش است:
۱. قسمت شرقی چهار سوق که آن را بازار علاقه بندان می‌نامند. این بخش دارای ۱۹ جفت مغازه‌است که هم اینک مرکز فرش است و مغازه‌های عطاری نیز در این قسمت یافت می‌شود.
۲. قسمت غربی چهارسوق که آن را بازار ترکش دوزها می‌نامند و دارای ۱۰ جفت مغازه‌است که هم اینک مرکز فروش فرش‌های ایرانی است.
در ضلع جنوبی چهارسوق در موازات با بازار ترکش دوزها، بازار دیگری قرار دارد که مدخل آن در جلو سر در مسجد وکیل است و به بازار شمشیرگرها معروف است. این بازار نیز دارای ۱۱ جفت مغازه‌است.
در زیر چهار سوق، حوض بزرگی از سنگ مرمر قرار داشته که آب آن از مجرایی که از زیر بازار ترکش دوزها می‌گذشته، تأمین می‌شده‌است. این مجرا به صورت طاق ضربی است و از آجر و ساروج ساخته شده‌است و هم اینک نیز وجود دارد اما حوض مریری به علت بالا آمدن کف بازار، از بین رفته‌است. سیستم تهویه هوا به علت ارتفاع زیاد سقف طاق و تویزه‌ای بازار کامل بوده. این امر به وسیله بادگیرهایی ساده انجام می‌گرفته هم چنین دریچه‌ها و روزنه‌هایی به نام جامخانه یا هورنور در زیر سقف تعبیه شده بوده که هوا و نور کافی را به بازار می‌رسانند اما هم اینک پس از مرمت، این روزنه‌ها بسته شده‌اند. هم اینک در بالای مغازه‌ها مشبک‌هایی جهت تهویه هوا و روشنایی وجود دارد.
سازمان میراث فرهنگی، بازار وکیل را در تیرماه ۱۳۱۵ با شماره ۹۲۴ به ثبت رسانده‌است.

سینما در شیراز جنت طراز

در سال 1279 در خیابان لطفعلی­خان زند (محله گودعربان) که در آن زمان محله اعیان­نشین شهر به حساب می­آمد اولین سینما به نام «تماشاخانه» با نمایش فیلم­های صامت شروع به کار کرد، با ورودیه یک ریال برای درجه یک و ده­شاهی برای درجه دو. در حیاطی بزرگ که اطراف آن نیمکت­های چوبی گذاشته بودند و با آپارات­های دستی اقدام به نمایش فیلم­های صامت می­کردند و یک نفر که به عنوان (دیلماج) مترجم صحنه­های فیلم، با احساس هر چه تمام­تر فیلم را برای تماشاگران توضیح می­داد.

بعد از تعطیل شدن تماشاخانه در سال 1308 یک سالن روباز تقریباً نوین (فقط 3 ماه تابستان) با نام سینما خورشید با فیلم صامت «ا م د ن» مربوط به جنگ آلمان و انگلیس گشایش یافت که بعدها با نام سینما پارس فعالیت خود را ادامه داد و در سال 1347 مجدداً بازسازی شد و با فیلم ایرانی «معجزه قلب­ها» ادامه کار داد. البته طبق صحبت­هایی که با اولین بلیت­فروش این سینما در سال گذشته داشتم، به گفته «غلامحسین علیزاده طباخ» (معروف به محمدرضا خان وکیل) که متأسفانه فوت شده او متولد سال 1290 و از اولین اشخاصی بود که وارد کار در سینما شد.

مرحوم وکیل می­گفت فقط شب­ها دو سانس فیلم نمایش می­دادیم که اولین فیلمی که نمایش دادیم یعنی همان «ا م د ن» خیلی مورد استقبال مردم قرار گرفت ولی مردم بعد از این رغبتی به آمدن سینما نداشتند و ما مجبور بودیم برای جلب مشتری روزها تابلوگردانی کنیم. مثلاً خود من یک تابلو چهار گوشه­ای درست کرده بودم و بر روی سرم می­­گذاشتم در چهار طرف تابلو پلاکارد و عکس­های فیلم را نصب می­کردم و در مرکز شهر که آن زمان خیابان احمدی، طالقانی، اطراف بازار مسگرها و وکیل بود می­گرداندم تا مردم از برنامه شب سینما خورشید اطلاع پیدا کنند. خلاصه برای جذب مشتری من و دیگر همکارانم که در قید حیات نیستند زحمات زیادی کشیدیم تا بتوانیم مردم را با سینما آشنا کنیم ولی کسی قدر ما را ندانست و حتی در زمان کهولت هم کسی از ما سراغ نمی­گیرد.

یک روز داشتیم یکی از فیلم­های کمپانی «متروگلدین مایر» را نمایش می­دادیم. در صحنه­ای از نمایش شیری شروع به غریدن می­کند. آن وقت­ها پرده سینما از گچ بود و شخصی که خیلی علاقه شدید به سینما داشت به محض دیدن این صحنه چماقش را به طرف پرده سینما پرتاب کرد که به اصطلاح خودش این شیر را بکشد و همین مسأله باعث شد مردم از سالن سینما فرار کنند و تا مدتها از سینما بترسند.

وی ادامه می­دهد: در فاصله بسیار کمی سومین سینمای شیراز با نام فردوسی در سال 1310 در خیابان انوری ساخته شد که به دلیل عدم استقبال مردم، این سینما به انبار قند و شکر مبدل شد اما پس از 5 سال با نام دیده­بان دست به فعالیت مجدد زد. صاحب این سینما که یک ارمنی بود بدون آن که تغییری در شکل و یا حتی دکور ساختمان این سینما بدهد هر چند صباحی یک بار اسم آن را عوض می­کرد و همین تغییر نام سبب می­شد که مردم ساده­دل از این سینما استقبال کنند. به هر حال برخی از اسم­های این سینما فردوسی، دیده­بان، مایاک و سرانجام تاج بود.

سینما تاج دارای دو سالن نمایش بود، سالن تابستانه (روباز) و زمستانه که از لحاظ معماری و سینماسازی ایمن و در آن زمان منحصر به فرد بود یعنی سالنی تقریباً به شکل بیضی  با درهای متعدد خروج اضطراری که به کوچه اطراف ختم می­شد و سرانجام بعد از 42 سال یعنی در سال 1350 صاحبان آن تصمیم گرفتند یک سینمای نوین بسازند که هیچگاه این اتفاق نیافتاد و تعطیل شد و به عنوان پارکینگ عمومی مورد بهره­برداری قرار گرفت.

وثوق می­گوید: در سال 1330 اولین سینما تئاتر به نام سینما تئاتر «رکس» در خیابان توحید (داریوش سابق) با فیلم «برادران کارامازف» گشایش یافت. این سینما بعدها به سینما تخت­جمشید تغییر نام داد که اکثراً پاتوق هنرمندان تئاتر شیراز و حتی تهران مثل؛ عزت­الله مقبلی، حسین امیرفضلی و عطاءالله زاهد و محل اجرای بعضی از تئاترها بود. این سینما در اجاره علی مخزون بود و چون خودش از هنرمندان تئاتر بود بیشتر سعی می­کرد در این سینما به اجرای نمایشنامه­ها بپردازد. این سینما هم بعد از مصادره تبدیل به فروشگاه تعاونی مصرف کارکنان سینماهای شیراز شد.

در سال 1331 یک سینمای دیگر (روباز) با دو سالن تابستانه و زمستانه واقع در چهارراه مشیر با فیلم «دزد دوچرخه» به کارگردانی «ویتوریا دسیکا» و نام پارامونت گشایش یافت. به علت این که مردم کلمه پارامونت را نمی­توانستند به درستی تلفظ کنند هرگز اسم این سینما را یاد نگرفتند. به هر حال چون این سینما در چهارراه مشیر قرار گرفته بود و مردم در آن زمان به چهارراه مشیر می­گفتند «دَم کل» مردم این سینما را با نام «دَم کلی» یاد می­کردند و این امر موجب ناراحتی صاحب سینما شد. لذا تصمیم گرفت نام دخترش که شهرزاد بود را روی این سینما بگذارد و باز هم مردم گفتند سینما «دَم کلی». شخصی دیگر آمد این سینما را در اختیار گرفت و نام «شهرزاد» را به «مهتاب» تغییر داد و همچنان قصه ادامه پیدا کرد و نام سینما «دَم کلی» روی این سینما ماندگار شد و نکته جالب و با اهمیت این که این سینما درجه 2 بود و فیلم­های اکران 3 و 4 را نمایش می­داد ولی پردرآمدترین سینمای شیراز باقی ماند تا سال 1361 که برای همیشه تعطیل شد.

وی می­افزاید: چهارمین سینمای شیراز سینما «مترو» (بهمن فعلی) در خیابان زند با فیلم «پرنس دانشجو» گشایش یافت.

مرحوم «حیدر اقبالپور» که جزو اولین کارکنان این سینما بود می­گفت: حضور بی­شمار مردم در سراسر خیابان زند باعث می­شد حتی صبح­های زود هم با صف­های طویل نتوانیم خودمان را به سینما برسانیم. این سینما هم در سال 1351 بازسازی شد و تاکنون به فعالیت خود ادامه می­دهد.

پنجمین سینمای شیراز با گنجایش 200 نفر به نام سینما «ایران» واقع در خیابان زند گشایش یافت. این سینما به اصطلاح یک سینمای لژی محسوب می­شد (به معیارهای آن زمان) و جولانگاه افراد به اصطلاح روشنفکر و اعیان و اشراف شهر بود که دارای دو سالن تابستانه بسیار بزرگ با درختان سرسبز در اطراف سالن و یک سالن کوچک بود و این سینما سالیان سال ادامه حیات می­دهد تا این که در سال 1353 بازسازی شده و با فیلم «اریکا» آغاز به کار کرد. سالن تابستانه این سینما تبدیل به سالن نمایش فعلی شده و سالن نمایش آن به سالن انتظار مبدل شده که به شکل فعلی فعالیت دارد.

وی ادامه می­دهد: در دی ماه 1339 سینما «سعدی» با فیلم «پمپی در آتش» با حضور جمعی از مسئولین شهر گشایش یافت. این سینما تا سالیان سال به دلیل دور بودن از مرکز شهر در آن زمان فقط شب­ها اقدام به نمایش فیلم می­کرد و فقط در آن سال­ها فیلم «ده فرمان» ساخته «سیسیل ب دومیل» مورد استقبال مردم قرار گرفت که برای مدتی بر روی اکران این سینما ماند تا این که در سال 1350 این سینما بازسازی شد و بعدها مبادرت به نمایش فیلم­های فارسی کرد و هم­اکنون هم به همان سبک قدیم فعالیت دارد.

رشد سینما در ایران تا آخر دهه چهل به 439 سالن سینما می­رسد که از این تعداد 111 سالن سینما متعلق به تهران و 19 سالن سینما مربوط به استان فارس بود و در شهرستان­های جهرم، فسا، مرودشت، آباده، کازرون، لار و شیراز 13 سالن سینما وجود داشت.

در ابتدای سال 1340 سینما پاسارگاد (فلسطین) واقع در ابتدای خیابان رودکی با فیلم «سه مرد شجاع» به کارگردانی «برت لنکستر» گشایش یافت.

اصولاً هر سینمایی که در شیراز آغاز به کار می­کرد ابتدا با نمایش فیلم­های ارزنده تا مدت­ها فعالیت داشت و بعداً روی به فیلم­های کم­ارزش می­آورد و سینما پاسارگاد هم از این مسأله جدا نبود. در سال­های اولیه فعالیت، این سینما در نوروز 1343 با نمایش یک فیلم ایرانی فروش بی­سابقه­ای داشت که بعدها با نمایش فیلم­های رزمی، چنان به نمایش اینگونه فیلم­ها پرداخت که دیگر شاهد هیچ فیلم ارزشمندی در این سینما نبودیم. فقط در سال­های 50 تا 55 روزهای چهارشنبه یک سانس آخر به نمایش فیلم­های هندی برای هندی­های مقیم شیراز می­پرداخت. هزینه ساخت این سینما با تمام امکانات فقط 200 هزار تومان در آن زمان بود.

این پژوهشگر می­گوید: در سال 1345 دو سینمای نسبتاً نوین گشایش یافت. ابتدا سینما «پارامونت» واقع در چهارراه پمپ بنزین اول مشیرفاطمی بود. پارامونت از لحاظ اصول معماری نمای بیرون یکی از بهترین سینماهای شیراز و دارای سالنی دوطبقه و در نوع خودش بسیار زیبا بود. پارامونت بعد از مدت بسیار کمی اقدام به نمایش فیلم­های فارسی کرد و خانوادگی­ترین سینمای شیراز شد که بعدها با رونق گرفتن سینمای فارسی، در شیراز دو گروه سینمایی تشکیل شد که هر دو گروه همزمان با تهران فیلم­های فارسی را نمایش می­دادند؛ سینما پارامونت و پارس و سینما کاپری و پرسپولیس.

پارامونت در سال 1355 بازسازی شد و با فیلم «پاپیون» مجدداً گشایش یافت که بعد از 2 سال یعنی در شهریورماه 1357 به آتش کشیده شد.

در سال 1345 سینما پرسپولیس (حافظ) واقع در ابتدای خیابان سعدی با فیلم «رابرت وایز» گشایش یافت. در این سینما برای اولین بار ردیف صندلی­ها با چراغ­های رنگی در کف سالن نمایش نصب شد که برای مردم جالب توجه بود. تا مدت­ها شرکت «مولن روژ» اقدام به نمایش فیلم­های ارزشمند در این سینما می­کرد ولی بعد از آن افراد سودجو با نمایش فیلم­های اکران 1 2 چنان ضربه­ای به این سینما زدند که تا به امروز تاوان آن را پس می­دهند. این سینما به عنوان سینما تئاتر هم مورد استفاده قرار گرفته و می­گیرد.

در آبان­ماه 1346 اولین سینمای 70 میلیمتری شیراز با گنجایش 1200 نفر به عنوان بزرگترین و نوین­ترین سینمای شیراز با نام «کاپری» و با فیلم «اشکها و لبخندها» ساخته زیبای «رابرت وایز» گشایش یافت. مردم که برای اولین بار پرده عریض 70 میلیمتری و صداهای استریوفونیک 6 باندی را در این سینما تجربه می­کردند از تماشای فیلم استقبال کردند، ولی صاحب سینما به منظور هر چه بیشتر کشاندن مشتریان و جلب توجه آنها ابتکار تازه­ای به خرج داد. او تعداد زیادی تراکت دستی فیلم را با مهر سینما «کاپری» از طریق هلی­کوپتر در سطح شهر پخش کرد و هر کس که موفق می­شد تراکت دستی را پیدا کند می­توانست مجانی فیلم «اشکها و لبخندها» را ببیند. یکی دیگر از اتفاق­های جالب که برای سینما «کاپری» در نوروز 1347 با فیلم «12 مرد خبیث» پیش آمد این بود که تعداد زیادی بنر در ورودی­های شیراز نصب کردند که روی آنها نوشته شده بود: «مدیر سینما کاپری به اتفاق 12 مرد خبیث نوروز باستانی را به شما تبریک می­گویند.» از همین رو مطبوعات به کنایه نوشتند: «سیزدهمین مرد خبیث در شیراز پیدا شد.»

وی می­افزاید: با وجود آمدن سینمای 70 میلیمتری در شیراز، در فاصله بسیار کمی دومین سینمای 70 میلیمتری با نام «پرسیا» واقع در خیابان زند گشایش یافت. این سینما پس از بازسازی به یک سینمای درجه یک تبدیل شد که ابتدا با نمایش فیلم­های خوب و ارزشمند رقیبی برای سینما «کاپری» بود ولی به یکباره با نمایش فیلم­های کم­ارزش ایتالیایی و اروپایی چنان به بیراهه رفت که تا پیش از انقلاب هرگز خانواده­ها پا به این سینما نگذاشتند و تنها اتفاق مهمی که در این سینما افتاد، نمایش فیلم سه­بعدی «حباب» بود که به دلیل نوظهور بودن این فیلم اعجاب­آور مورد استقبال مردم قرار گرفت.

وی ادامه می­دهد: در سال 1347 اولین سینمای «سینه­راما» با نام «آریانا» با نمایش فیلم «راز کیهان» ساخته «استنلی کوبریک» گشایش یافت.

تمامی سینماها به جز سینما «تخت­جمشید» دارای دو سالن نمایش تابستانی و زمستانی بودند که سینما «مترو» هم این دو سالن را داشت ولی با این تفاوت که سالن تابستانی آن در فاصله دورتری یعنی محل فعلی سینما «آریانا» بود و فقط شب­ها یک یا دو سالن فیلم نمایش می­دادند.

سالن تابستانی سینما «مترو» (آریانا فعلی) متعلق به زرتشتیان شیراز است. با توافقی که بین شاهرخ گلستان و انجمن زرتشتیان صورت گرفت قراردادی منعقد شد که به مدت 10 سال سینمایی توسط شاهرخ گلستان ساخته شود و تمامی عواید و اختیارات آن کاملاً در دست وی باشد. گلستان هم سالن تابستانه سینما «مترو» را تبدیل به یک سینمای نوین و زیبا نمود که به جرأت می­توان ­گفت در ایران نظیرش تا به امروز ساخته نشده بلکه در خاورمیانه بهترین بود. این سینما که در خلوت­ترین بخش خیابان زند (در آن زمان) قرار داشت، پایگاهی شد برای دانشگاهیان، درس­خوانده­ها و خانواده­ها که به محتوا و درون­مایه فیلم­ها بیشتر اهمیت می­دادند و در جستجوی آن بودند که هنر باارزش و پرمحتوا را دریابند.

سینما «آریانا» بسیار تمیز و زیبا و محیطی بسیار آرمانی و کاملاً فرهنگی توأم با نزاکت و ادب افراد تربیت شده با فرهنگ، با معماری عالی و دلپذیر بود.

سینما مجهز به سیستم­های خنک­کننده و گرم­کننده بود و امکانات صوتی و تصویری بسیار بالا داشت و به همین جهت خانواده­ها در آن احساس آرامش می­کردند. در این سینما جشنواره­های مختلف جهانی برپا می­شد و هر دو سال یک بار در تابستان­ها جشنواره فیلم­های «سینه­راما» 70 میلیمتری نظیر «بن هور»، «اسپارتاکوس»، «لورنس عربستان» و... برگزار می­شد.

روزهای یکشنبه یک سالن شب فیلم به زبان اصلی و روزهای چهارشنبه 5 بعدازظهر هم یک سانس آثار برتر تاریخ سینمای جهان نمایش داده می­شد و همچنین در ایام تابستان همه روزه صبح­ها فیلم­های مخصوص کودکان و نوجوانان پخش می­شد. در این سینما شاهد حضور بسیاری از بزرگان سینمای جهان نظیر «آنتونی کوئین»، «آکیراکوراساوا» و... بودیم.

سینما «آریانا» در آبان­ماه 1357 به آتش کشیده شد و سال­ها به کارگاه گروهی از جانبازان عزیز و از جان گذشته تبدیل شده بود که در آن کارهای صحافی و تولید نوشت­افزار می­کردند.

 

هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و سهم مطبوعات شهرستانی از توزیع 500 میلیون تومان بن‌کارت خرید؟!

      عبدالرسول خلیفه: حدود 500 میلیون تومان بن‌کارت خرید رایگان در طی 7 روز نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها در بین بازدید‌کنندگان از نمایشگاه توزیع شد.

این خبر را پدرام‌پاک‌آیین، مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در هجدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها اظهار داشت، وی گفت: از روز آغاز به کار نمایشگاه تا به امروز(روز آخر نمایشگاه) مجموعا حدود 500 میلیون تومان بن‌کارت خرید و اشتراک نشریات در بین بازدید‌کنندگان از نمایشگاه توزیع شده است.
طرح توزیع بن کارت خرید مطبوعات برای اولین بار امسال در نمایشگاه هجدهم مطبوعات بین بازدیدکنندگان به همت معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد انجام شد که به گفته خبرگزاری‌ها استقبال خوبی از آن شد.

اما به راستی سهم مطبوعات شهرستانی که در نقاط دور و نزدیک از پایتخت به فعالیت مطبوعاتی و رسانه‌ای مشغول‌اند از این 500 میلیون بن کارت اشتراک و خرید نشریات چه میزان بوده‌است؟

گفته می‌شود فروش بعضی نشریات تهرانی بخاطر بن کارت‌های توزیع شده در نمایشگاه امسال به روزانه بیش از یک میلیون تومان رسید! و حتی نشریاتی بودند که روزانه ده میلیون تومان نیز فروش نیز داشته‌اند!

گفته می‌شود، خبرگزاری مهر در بررسی‌های خود، روش‌های ارائه این بن‌ها را به غرفه‌های گوناگون جویا شد و در کمال تعجب، غرفه‌هایی را در این نمایشگاه مشاهده کرد که با دریافت این بن‌ها، سی‌دی، پوستر، لوازم جانبی رایانه و حتی ماکت و اسباب بازی ارائه می‌دهند!

این غرفه‌ها با توجیه اینکه اقدام آنها در نمایشگاه مطبوعات مطابق قوانین آن است و عرضه هلیکوپتر و هواپیما به بازدیدکنندگان مانند سایر محصولات فرهنگی غرفه‌هایشان است، این کار را تا امروز ادامه دادند.

براساس این گزارش، هلیکوپترها و هواپیماهایی در یکی از غرفه‌های مجلات تخصصی پرواز، به قیمت بسیار گران با بن‌های خرید مطبوعات به فروش می‌رسد که رقم 200 هزار ریالی در نگاه اول برای خرید آنها بسیار کم و ناچیز است، اما وقتی یک خانواده 5 نفره می‌تواند با روی هم گذاشتن بن‌های خود و اضافه کردن رقمی از جیب، یک هلیکوپتر قابل پرواز را به قیمت 175 هزار تومان خریداری کند، تعجب همگان را برمی‌انگیزد!!

به راستی آیا نشریات شهرستانی نباید مورد حمایت وزارت ارشاد قرار گیرند؟ نشریات شهرستانی که از کمترین امکانات چاپی، تجهیزات حرفه‌ای و کمبود منابع مالی برخوردارند، باید بیشتر از این مورد حمایت قرار گیرند.

متاسفانه یارانه ریالی که چند سالی است، جایگزین یارانه کاغذ به مطبوعات شده، هرساله با کاهش چشمگیری روبروست! این در حالی است که حدود یک سالی است دولت به همه‌ی اقشار جامعه، به دلیل هدفمندی یارانه‌ها، ماهانه یارانه پرداخت می‌کند، اما متاسفانه یارانه‌های حمایتی در بخش مطبوعات،  به خصوص مطبوعات بخش خصوصی چند سالی است که از روند کاهش محسوسی برخوردار است.

و اما نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها که امسال سال هجدهم خود را تجربه کرد، کمتر فرصتی برای معرفی نشریات شهرستان‌ها و استان‌های کشور را ایجاد می‌کند!

باید گفت، به دلیل کمبود فضا و مکان در نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها، هرساله ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها به نمایندگی از نشریات استانی، در این نمایشگاه حضور می‌یابند که هیچ سود و فایده‌ای به حال مطبوعات شهرستانی ندارد.

در این نمایشگاه نشریات شهرستانی همچنان مهجور و غریب‌ می‌مانند. زیرا غرفه‌هایی که اختصاص به ادارات ارشاد استان‌ها داده می‌شود، نمی‌تواند معرف بیش از 40 روزنامه‌‌‌، هفته‌نامه، دو هفته‌نامه، ماهنامه و فصلنامه‌هایی باشد که در هر استان چاپ و منتشر می‌شوند. ضمن این‌که چنانچه مراجعه‌کننده‌ای بخواهد یک نشریه شهرستانی را مشترک شود و یا سئوالی راجع به فلان نشریه شهرستانی را داشته‌باشد، مسئولان غرفه‌های ادارات ارشاد استان‌ها امکان اشتراک نشریه فوق و یا پاسخگویی به سئوالات بازدید کنندگان را نخواهند داشت.

بهرحال ضرورت دارد، با توجه رویکرد و عنایت ویژه دولت دهم به تقویت و حمایت از بخش فرهنگی کشور، مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی جامعه مورد حمایت مادی و معنوی بیشتر قرار گیرند تا شاهد شکوفایی فرهنگی و اعتلای فرهنگ اطلاع رسانی در کشورمان عزیزمان، ایران، باشیم. انشاءا...

نگاه به تاریخ سینما در شیراز

مظفرالدین شاه در سال 1279 سینما را وارد این مملکت کرد؛ البته نه به نیت خدمت به مردم بلکه به  خاطر تنوع و لذت بردن از این پدیده نوظهور برای خودش و بعدها که در تهران سینما همه­گیر شد شیراز هم جزو اولین شهرهایی بود که با این پدیده آشنا شد. در سال 1279 در خیابان لطفعلی­خان زند (محله گودعربان) که در آن زمان محله اعیان­نشین شهر به حساب می­آمد اولین سینما به نام «تماشاخانه» با نمایش فیلم­های صامت شروع به کار کرد، با ورودیه یک ریال برای درجه یک و ده­شاهی برای درجه دو. در حیاطی بزرگ که اطراف آن نیمکت­های چوبی گذاشته بودند و با آپارات­های دستی اقدام به نمایش فیلم­های صامت می­کردند و یک نفر که به عنوان (دیلماج) مترجم صحنه­های فیلم، با احساس هر چه تمام­تر فیلم را برای تماشاگران توضیح می­داد.

بعد از تعطیل شدن تماشاخانه در سال 1308 یک سالن روباز تقریباً نوین (فقط 3 ماه تابستان) با نام سینما خورشید با فیلم صامت «ا م د ن» مربوط به جنگ آلمان و انگلیس گشایش یافت که بعدها با نام سینما پارس فعالیت خود را ادامه داد و در سال 1347 مجدداً بازسازی شد و با فیلم ایرانی «معجزه قلب­ها» ادامه کار داد. البته طبق صحبت­هایی که با اولین بلیت­فروش این سینما در سال گذشته داشتم، به گفته «غلامحسین علیزاده طباخ» (معروف به محمدرضا خان وکیل) که متأسفانه فوت شده او متولد سال 1290 و از اولین اشخاصی بود که وارد کار در سینما شد.

مرحوم وکیل می­گفت فقط شب­ها دو سانس فیلم نمایش می­دادیم که اولین فیلمی که نمایش دادیم یعنی همان «ا م د ن» خیلی مورد استقبال مردم قرار گرفت ولی مردم بعد از این رغبتی به آمدن سینما نداشتند و ما مجبور بودیم برای جلب مشتری روزها تابلوگردانی کنیم. مثلاً خود من یک تابلو چهار گوشه­ای درست کرده بودم و بر روی سرم می­­گذاشتم در چهار طرف تابلو پلاکارد و عکس­های فیلم را نصب می­کردم و در مرکز شهر که آن زمان خیابان احمدی، طالقانی، اطراف بازار مسگرها و وکیل بود می­گرداندم تا مردم از برنامه شب سینما خورشید اطلاع پیدا کنند. خلاصه برای جذب مشتری من و دیگر همکارانم که در قید حیات نیستند زحمات زیادی کشیدیم تا بتوانیم مردم را با سینما آشنا کنیم ولی کسی قدر ما را ندانست و حتی در زمان کهولت هم کسی از ما سراغ نمی­گیرد.

یک روز داشتیم یکی از فیلم­های کمپانی «متروگلدین مایر» را نمایش می­دادیم. در صحنه­ای از نمایش شیری شروع به غریدن می­کند. آن وقت­ها پرده سینما از گچ بود و شخصی که خیلی علاقه شدید به سینما داشت به محض دیدن این صحنه چماقش را به طرف پرده سینما پرتاب کرد که به اصطلاح خودش این شیر را بکشد و همین مسأله باعث شد مردم از سالن سینما فرار کنند و تا مدتها از سینما بترسند.

وی ادامه می­دهد: در فاصله بسیار کمی سومین سینمای شیراز با نام فردوسی در سال 1310 در خیابان انوری ساخته شد که به دلیل عدم استقبال مردم، این سینما به انبار قند و شکر مبدل شد اما پس از 5 سال با نام دیده­بان دست به فعالیت مجدد زد. صاحب این سینما که یک ارمنی بود بدون آن که تغییری در شکل و یا حتی دکور ساختمان این سینما بدهد هر چند صباحی یک بار اسم آن را عوض می­کرد و همین تغییر نام سبب می­شد که مردم ساده­دل از این سینما استقبال کنند. به هر حال برخی از اسم­های این سینما فردوسی، دیده­بان، مایاک و سرانجام تاج بود.

سینما تاج دارای دو سالن نمایش بود، سالن تابستانه (روباز) و زمستانه که از لحاظ معماری و سینماسازی ایمن و در آن زمان منحصر به فرد بود یعنی سالنی تقریباً به شکل بیضی  با درهای متعدد خروج اضطراری که به کوچه اطراف ختم می­شد و سرانجام بعد از 42 سال یعنی در سال 1350 صاحبان آن تصمیم گرفتند یک سینمای نوین بسازند که هیچگاه این اتفاق نیافتاد و تعطیل شد و به عنوان پارکینگ عمومی مورد بهره­برداری قرار گرفت.

وثوق می­گوید: در سال 1330 اولین سینما تئاتر به نام سینما تئاتر «رکس» در خیابان توحید (داریوش سابق) با فیلم «برادران کارامازف» گشایش یافت. این سینما بعدها به سینما تخت­جمشید تغییر نام داد که اکثراً پاتوق هنرمندان تئاتر شیراز و حتی تهران مثل؛ عزت­الله مقبلی، حسین امیرفضلی و عطاءالله زاهد و محل اجرای بعضی از تئاترها بود. این سینما در اجاره علی مخزون بود و چون خودش از هنرمندان تئاتر بود بیشتر سعی می­کرد در این سینما به اجرای نمایشنامه­ها بپردازد. این سینما هم بعد از مصادره تبدیل به فروشگاه تعاونی مصرف کارکنان سینماهای شیراز شد.

در سال 1331 یک سینمای دیگر (روباز) با دو سالن تابستانه و زمستانه واقع در چهارراه مشیر با فیلم «دزد دوچرخه» به کارگردانی «ویتوریا دسیکا» و نام پارامونت گشایش یافت. به علت این که مردم کلمه پارامونت را نمی­توانستند به درستی تلفظ کنند هرگز اسم این سینما را یاد نگرفتند. به هر حال چون این سینما در چهارراه مشیر قرار گرفته بود و مردم در آن زمان به چهارراه مشیر می­گفتند «دَم کل» مردم این سینما را با نام «دَم کلی» یاد می­کردند و این امر موجب ناراحتی صاحب سینما شد. لذا تصمیم گرفت نام دخترش که شهرزاد بود را روی این سینما بگذارد و باز هم مردم گفتند سینما «دَم کلی». شخصی دیگر آمد این سینما را در اختیار گرفت و نام «شهرزاد» را به «مهتاب» تغییر داد و همچنان قصه ادامه پیدا کرد و نام سینما «دَم کلی» روی این سینما ماندگار شد و نکته جالب و با اهمیت این که این سینما درجه 2 بود و فیلم­های اکران 3 و 4 را نمایش می­داد ولی پردرآمدترین سینمای شیراز باقی ماند تا سال 1361 که برای همیشه تعطیل شد.

وی می­افزاید: چهارمین سینمای شیراز سینما «مترو» (بهمن فعلی) در خیابان زند با فیلم «پرنس دانشجو» گشایش یافت.

مرحوم «حیدر اقبالپور» که جزو اولین کارکنان این سینما بود می­گفت: حضور بی­شمار مردم در سراسر خیابان زند باعث می­شد حتی صبح­های زود هم با صف­های طویل نتوانیم خودمان را به سینما برسانیم. این سینما هم در سال 1351 بازسازی شد و تاکنون به فعالیت خود ادامه می­دهد.

پنجمین سینمای شیراز با گنجایش 200 نفر به نام سینما «ایران» واقع در خیابان زند گشایش یافت. این سینما به اصطلاح یک سینمای لژی محسوب می­شد (به معیارهای آن زمان) و جولانگاه افراد به اصطلاح روشنفکر و اعیان و اشراف شهر بود که دارای دو سالن تابستانه بسیار بزرگ با درختان سرسبز در اطراف سالن و یک سالن کوچک بود و این سینما سالیان سال ادامه حیات می­دهد تا این که در سال 1353 بازسازی شده و با فیلم «اریکا» آغاز به کار کرد. سالن تابستانه این سینما تبدیل به سالن نمایش فعلی شده و سالن نمایش آن به سالن انتظار مبدل شده که به شکل فعلی فعالیت دارد.

وی ادامه می­دهد: در دی ماه 1339 سینما «سعدی» با فیلم «پمپی در آتش» با حضور جمعی از مسئولین شهر گشایش یافت. این سینما تا سالیان سال به دلیل دور بودن از مرکز شهر در آن زمان فقط شب­ها اقدام به نمایش فیلم می­کرد و فقط در آن سال­ها فیلم «ده فرمان» ساخته «سیسیل ب دومیل» مورد استقبال مردم قرار گرفت که برای مدتی بر روی اکران این سینما ماند تا این که در سال 1350 این سینما بازسازی شد و بعدها مبادرت به نمایش فیلم­های فارسی کرد و هم­اکنون هم به همان سبک قدیم فعالیت دارد.

رشد سینما در ایران تا آخر دهه چهل به 439 سالن سینما می­رسد که از این تعداد 111 سالن سینما متعلق به تهران و 19 سالن سینما مربوط به استان فارس بود و در شهرستان­های جهرم، فسا، مرودشت، آباده، کازرون، لار و شیراز 13 سالن سینما وجود داشت.

در ابتدای سال 1340 سینما پاسارگاد (فلسطین) واقع در ابتدای خیابان رودکی با فیلم «سه مرد شجاع» به کارگردانی «برت لنکستر» گشایش یافت.

اصولاً هر سینمایی که در شیراز آغاز به کار می­کرد ابتدا با نمایش فیلم­های ارزنده تا مدت­ها فعالیت داشت و بعداً روی به فیلم­های کم­ارزش می­آورد و سینما پاسارگاد هم از این مسأله جدا نبود. در سال­های اولیه فعالیت، این سینما در نوروز 1343 با نمایش یک فیلم ایرانی فروش بی­سابقه­ای داشت که بعدها با نمایش فیلم­های رزمی، چنان به نمایش اینگونه فیلم­ها پرداخت که دیگر شاهد هیچ فیلم ارزشمندی در این سینما نبودیم. فقط در سال­های 50 تا 55 روزهای چهارشنبه یک سانس آخر به نمایش فیلم­های هندی برای هندی­های مقیم شیراز می­پرداخت. هزینه ساخت این سینما با تمام امکانات فقط 200 هزار تومان در آن زمان بود.

این پژوهشگر می­گوید: در سال 1345 دو سینمای نسبتاً نوین گشایش یافت. ابتدا سینما «پارامونت» واقع در چهارراه پمپ بنزین اول مشیرفاطمی بود. پارامونت از لحاظ اصول معماری نمای بیرون یکی از بهترین سینماهای شیراز و دارای سالنی دوطبقه و در نوع خودش بسیار زیبا بود. پارامونت بعد از مدت بسیار کمی اقدام به نمایش فیلم­های فارسی کرد و خانوادگی­ترین سینمای شیراز شد که بعدها با رونق گرفتن سینمای فارسی، در شیراز دو گروه سینمایی تشکیل شد که هر دو گروه همزمان با تهران فیلم­های فارسی را نمایش می­دادند؛ سینما پارامونت و پارس و سینما کاپری و پرسپولیس.

پارامونت در سال 1355 بازسازی شد و با فیلم «پاپیون» مجدداً گشایش یافت که بعد از 2 سال یعنی در شهریورماه 1357 به آتش کشیده شد.

در سال 1345 سینما پرسپولیس (حافظ) واقع در ابتدای خیابان سعدی با فیلم «رابرت وایز» گشایش یافت. در این سینما برای اولین بار ردیف صندلی­ها با چراغ­های رنگی در کف سالن نمایش نصب شد که برای مردم جالب توجه بود. تا مدت­ها شرکت «مولن روژ» اقدام به نمایش فیلم­های ارزشمند در این سینما می­کرد ولی بعد از آن افراد سودجو با نمایش فیلم­های اکران 1 – 2 چنان ضربه­ای به این سینما زدند که تا به امروز تاوان آن را پس می­دهند. این سینما به عنوان سینما تئاتر هم مورد استفاده قرار گرفته و می­گیرد.

در آبان­ماه 1346 اولین سینمای 70 میلیمتری شیراز با گنجایش 1200 نفر به عنوان بزرگترین و نوین­ترین سینمای شیراز با نام «کاپری» و با فیلم «اشکها و لبخندها» ساخته زیبای «رابرت وایز» گشایش یافت. مردم که برای اولین بار پرده عریض 70 میلیمتری و صداهای استریوفونیک 6 باندی را در این سینما تجربه می­کردند از تماشای فیلم استقبال کردند، ولی صاحب سینما به منظور هر چه بیشتر کشاندن مشتریان و جلب توجه آنها ابتکار تازه­ای به خرج داد. او تعداد زیادی تراکت دستی فیلم را با مهر سینما «کاپری» از طریق هلی­کوپتر در سطح شهر پخش کرد و هر کس که موفق می­شد تراکت دستی را پیدا کند می­توانست مجانی فیلم «اشکها و لبخندها» را ببیند. یکی دیگر از اتفاق­های جالب که برای سینما «کاپری» در نوروز 1347 با فیلم «12 مرد خبیث» پیش آمد این بود که تعداد زیادی بنر در ورودی­های شیراز نصب کردند که روی آنها نوشته شده بود: «مدیر سینما کاپری به اتفاق 12 مرد خبیث نوروز باستانی را به شما تبریک می­گویند.» از همین رو مطبوعات به کنایه نوشتند: «سیزدهمین مرد خبیث در شیراز پیدا شد.»

وی می­افزاید: با وجود آمدن سینمای 70 میلیمتری در شیراز، در فاصله بسیار کمی دومین سینمای 70 میلیمتری با نام «پرسیا» واقع در خیابان زند گشایش یافت. این سینما پس از بازسازی به یک سینمای درجه یک تبدیل شد که ابتدا با نمایش فیلم­های خوب و ارزشمند رقیبی برای سینما «کاپری» بود ولی به یکباره با نمایش فیلم­های کم­ارزش ایتالیایی و اروپایی چنان به بیراهه رفت که تا پیش از انقلاب هرگز خانواده­ها پا به این سینما نگذاشتند و تنها اتفاق مهمی که در این سینما افتاد، نمایش فیلم سه­بعدی «حباب» بود که به دلیل نوظهور بودن این فیلم اعجاب­آور مورد استقبال مردم قرار گرفت.

وی ادامه می­دهد: در سال 1347 اولین سینمای «سینه­راما» با نام «آریانا» با نمایش فیلم «راز کیهان» ساخته «استنلی کوبریک» گشایش یافت.

تمامی سینماها به جز سینما «تخت­جمشید» دارای دو سالن نمایش تابستانی و زمستانی بودند که سینما «مترو» هم این دو سالن را داشت ولی با این تفاوت که سالن تابستانی آن در فاصله دورتری یعنی محل فعلی سینما «آریانا» بود و فقط شب­ها یک یا دو سالن فیلم نمایش می­دادند.

سالن تابستانی سینما «مترو» (آریانا فعلی) متعلق به زرتشتیان شیراز است. با توافقی که بین شاهرخ گلستان و انجمن زرتشتیان صورت گرفت قراردادی منعقد شد که به مدت 10 سال سینمایی توسط شاهرخ گلستان ساخته شود و تمامی عواید و اختیارات آن کاملاً در دست وی باشد. گلستان هم سالن تابستانه سینما «مترو» را تبدیل به یک سینمای نوین و زیبا نمود که به جرأت می­توان ­گفت در ایران نظیرش تا به امروز ساخته نشده بلکه در خاورمیانه بهترین بود. این سینما که در خلوت­ترین بخش خیابان زند (در آن زمان) قرار داشت، پایگاهی شد برای دانشگاهیان، درس­خوانده­ها و خانواده­ها که به محتوا و درون­مایه فیلم­ها بیشتر اهمیت می­دادند و در جستجوی آن بودند که هنر باارزش و پرمحتوا را دریابند.

سینما «آریانا» بسیار تمیز و زیبا و محیطی بسیار آرمانی و کاملاً فرهنگی توأم با نزاکت و ادب افراد تربیت شده با فرهنگ، با معماری عالی و دلپذیر بود.

سینما مجهز به سیستم­های خنک­کننده و گرم­کننده بود و امکانات صوتی و تصویری بسیار بالا داشت و به همین جهت خانواده­ها در آن احساس آرامش می­کردند. در این سینما جشنواره­های مختلف جهانی برپا می­شد و هر دو سال یک بار در تابستان­ها جشنواره فیلم­های «سینه­راما» 70 میلیمتری نظیر «بن هور»، «اسپارتاکوس»، «لورنس عربستان» و... برگزار می­شد.

روزهای یکشنبه یک سالن شب فیلم به زبان اصلی و روزهای چهارشنبه 5 بعدازظهر هم یک سانس آثار برتر تاریخ سینمای جهان نمایش داده می­شد و همچنین در ایام تابستان همه روزه صبح­ها فیلم­های مخصوص کودکان و نوجوانان پخش می­شد. در این سینما شاهد حضور بسیاری از بزرگان سینمای جهان نظیر «آنتونی کوئین»، «آکیراکوراساوا» و... بودیم.

سینما «آریانا» در آبان­ماه 1357 به آتش کشیده شد و سال­ها به کارگاه گروهی از جانبازان عزیز و از جان گذشته تبدیل شده بود که در آن کارهای صحافی و تولید نوشت­افزار می­کردند.

تمامی مطالب گفته شده از زبان اشخاصی که خود سندهای زنده­ای هستند و هر آنچه خودم دیدم، عنوان شد و ان­شاءالله در آینده نزدیک به صورت یک مجموعه با تصویرهای بسیار زیبا و قدیمی از این تماشاخانه­ها و تصاویر مختلف سینماها و حتی بلیت­های قدیمی و گفتنی­های دست­اندرکاران و مدیران سینما از ابتدا تا به امروز در قالب کتابی ارائه خواهد شد.